بلاگفا یک ابزار قدرتمند برای ساخت و مدیریت وبلاگ است. بلاگفا به شما کمک می‌کند تا با سرعت و سهولت اطلاعات، خاطرات، مطالب و مقالات خود را در اینترنت منتشر کنید.

وبلاگهای بروز شده

-I was made for lovinفکر کنم تو این شرایط بدبخت ترین فرد میتونم من باشم که کسی که دوسش دارم خانوادش عرزشی ان، تا جایی که یادم میاد سر جریانات ۴۰۱ هم بخاری ازش بلند نمیشد و تفکراتش کاملا ضد من بود و عصبیم میکرد، اما هنوز نمیتونم دست از نگرانی براش
قطره چکانامروز همدیگر را دیدیم. نمیدانم برای بار چندم. مستطاب نجف دریابندی را برایم خریده بود. از دور که دیدمش، سعی داشت مشمای بزرگ کتاب را قایم کند، بامزه بود. همراه شدیم. تصمیم گرفتیم اول برویم نماز بخوانیم. آرام کنار هم قدم زدیم. آرام
قرآن - اعمال فراموش‌شده- سوره مجادله يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعاً، فَيُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا؛ أَحْصاهُ اللَّهُ وَ نَسُوهُ؛ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهِيدٌ (۶) در روزی که خدا دوباره همه‌شان را زنده می‌کند، و از کارهایشان باخبرشان
قصیده ی اتفاققصیده ی اتفاق خواهیم خدا دو دل را به هم کند قانون عشق را به دنیا رقم کند بخیه زند بردو دلِ عشق هم صفا هر دو دلی منورومملو ز رحم کند درصفحه ی نگاه ی فقط دوو بدو دوران زندگی پرازعشق وفهم کند هرباورم به عشق وصفادایمی شو د گل های
به تو میاندیشمپشت قاب شیشه پنجره ای که شبای منو با خود می بره جایی که گذشته هام مثل تصویر از تو قابش می گذره پشت قاب بی نفس مثل اون پرنده که دلش گرفته تو قفس مثل یک حقیقت رفته به باد منو با خود می بره مثل یه رویا توی خواب شهر من، من به تو می
شاید اسیر.چقدر دلم برای وبلاگم تنگ شده بود و چقدر احساس خفگی میکردم که حتی نمیتونستم اینجا هم بنویسم:) چقدر روزهای سختی بود هنوز هم هست ولی با کمی شدت کمتر انگار مراسمی تموم شده و سوگش باقی مونده... حتی نفس کشیدن هم برام سخت شده بود روزهای
ترم دوتا الان فیزیولوژی ،متون ، روانشناسی ، عملی بیوشیمی رو دادم و فقط از متون راضی بودم روانشناسی خیلیی دور از انتظار بود عملی بیوشیمی هم که استرس داشتم و همه چی رو قاطی کرده بودم فیزیولوژی هم که .. از میانترم اپیدمی و آناتومی فوقانی و
اخبار کارگری، زنان، ستم ملی، ایران و جهان سه شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴زنان گزارش هه‌نگاو درباره طاهر ملکشاهی کودک ۱۲ ساله کورد که از ناحیه صورت با سلاح ساچمه‌‌ای به شدت مجروح شده است طاهر ملکشاهی کودک ۱۲ ساله کورد و اهل قروه که در جریان اعتراضات اخیر از ناحیه صورت و چشم‌هایش به شدت مجروح و یکی از
۸۷۱* اون پسره بنده خدا که تصادف کرده، نزدیک آزادی بوده که میخواد از دکه یچیزی بخره! تا پیاده میشه یه بیشرف با سرعت زیاد که از سمت راست سبقت میگرفته به این طفلک میزنه! اینم کلا یه شب تو کما بوده و فرداش از دنیا میره! هیجده ساله و تازه